دو چشم خسته ز دیدن دو دل جداتر از این نگاه توست به چشمانم آشنا تر از این نکن وجود مرا خوب من فنا تر از این بخوان تو نام مرا خوبتر, رساتر از این.
گمان نبود که باشد غمی فراتر از این 
من دوباره به یاد نگاهت افتادم 
نگو که دوست نداری حضور قلبم را 
بمان و ماندن خورشید را میسر کن 

+
نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم فروردین 1386ساعت 21:51 توسط naeleh
|
